مد در صنعت سنگ

ابتدا به سئوالات متعددی که ممکن است در زمینه مد سازی در زمینه صنعت سنگ مطرح باشد ،اشاره ای می کنم.
آیا مد سازی در صنعت سنگ یک واقعیت عینی است یا صرفا یک تصور ذهنی؟
به چه مواردی از مد سازی در صنعت سنگ ایران می توان اشاره کرد؟
آیا مد قابل کنترل است و دوره و بازه زمانی ماندگاری آن از روی چه فاکتورهائی محاسبه می شود؟
فرآیند انتخاب و اجرای مد چگونه است؟
آیا ما در ایران فقط مصرف کننده مدهای وارداتی هستیم و یا موردی از مد سازی داخلی سراغ داریم؟
آیا مد سازی فقط برای یک طبقه خاص جامعه ممکن است؟
آیا امکان صادرات مد وجود دارد؟
قطعا پاسخ به این سئوال ها و دهها سئوال دیگری که در اذهان کنجکاو و دقیق بوجود خواهد آمد ،نیاز مند تحقیقات زیاد و آمارگیری و مصاحبه با افراد مطلع است.
ما در این مقاله صرفا در پی طرح این مساله هستیم و به تعریف و بررسی اجمالی جریانات ایجاد شده،طی دو دهه اخیر در صنعت سنگ می پردازیم.
با مقدمه ای از تعریف و جایگاه و خواستگاه مد به طور کلی به سراغ بررسی این موضوع در صنعت سنگ می رویم.
بعد از جنگ جهانی دوم ، سبک زندگی انسان (LIFE STYLE) تغییرات زیادی کرد که یکی از اصلی ترین این تغییرات تنوع خواهی در پوشاک،خودرو،لوازم الکتریکی،وسایل ارتباط جمعی و 000 است.
اصل ظهور بروز کلمه مد و معنی مد سازی از این مقطع به بعد رایج می شود.در هر شاخه ای از علوم تعریفی نسبتا متفاوت و مشخصی از مد می شود.فرهنگ دهخدا کلمه مد را اینگونه تعریف می کند:لغتی فرانسوی به معنی روش و طریقه موقت که طبق ذوق و سلیقه اهل زمان ،طرز زندگی و لباس پوشیدن و غیره را تنظیم می نماید.در رشته آمار به انچه که بیش از بقیه داده ها،فراوانی دارد یا بیشترین مورد استفاده در بین چند مولف را مد می گویند.
در جامعه شناسی به رفتار جمعی نو ظهوری که به قدر رسم اجتماعی ثبت نشده باشد مد اجتماعی می گویند.(SOCIAL FASHION) به این معنی که احتمالا هر رسمی در بدو ظهورش مد محسوب می شود ولی بعد از تثبیت تبدیل به رسم اجتماعی می شود.
با مطرح کردن نظریه ((جرج زیمل)) درباره مد وارد بحث مد سازی در صنعت و به خصوص صنعت سنگ های ساختمانی می شویم.
این نظریه پرداز اجتماعی معتقد است که ((مد همان تغییر متمرکز جنبه های فرهنگی زندگی است و از یک تنش اساسی در وضعیت اجتماعی انسان ناشی می شود)).از طرفی هر کدام از انسان ها دوست دارند از دیگران تقلید کنند و از طرف دیگر مایلند متفاوت از دیگران باشند.زیمل که نظریاتش در مورد مد همچنان مورد استفاده جامعه شناسان است،معتقد است که این تمایلات دوگانه به ماهیت انسان بر می گردد.انسانها از یک طرف دوست دارند عین همسایه خود عمل کنند و از طرف دیگر از او متمایز باشند.
بسیاری از طبقات اجتماعی مد را بکار می گیرند تا تمایز خود را به دیگران نمایش دهند.در اثر گسترش مد جدید،هر لحظه افراد بیشتری از آن پیروی می کنند ولی بعد از مدتی مد مورد نظر به یک امری عادی در می آید و تنوع قبلی را از دست می دهد.
مد می تواند برای هر یک از گروههای اجتماعی تعریف شود و در همان طبقه به صورت رسم دربیاید و یا اینکه برای طبقه ای خاص (مثلا مرفه و برتر در شان اجتماعی)تعریف شود و بعد از آن طبقه به طبقات دیگر اجتماع تسری پیدا کند.در بسیاری از موارد طبقات معمولی جامعه برای استفاده از مد رایج در طبقه مرفه دست به تغییراتی در ساختار آن به جهت ارزان شدن و سهل الوصول تر شدن می زنند ولی بعضی از این مدها قابل انتقال نیست.مثلا چنانچه خوردن خاویار در یک وعده صبحانه مد شود هرگز قابل تعمیم به طبقات دیگر جامعه نخواهد بود و در همان طبقه دارای تمکن مالی خواهد ماند.
ذکر این نکته خالی از لطف نیست که پدیده مد،انتخاب و خلاقیت افراد را محدود می نماید،مخصوصا زمانیکه از خارج از مرزها وارد کشوری شود.
مد شدن یک کالا در صنعت ساختمان بدین مفهوم است که استفاده از آن کالا به طور ملموسی در اکثریت یک منطقه یا مناطقی رواج یافته است.اگر بخواهیم مثال سنگی بزنیم می توانیم استفاده از نمای کلاسیک سنگی را نام ببریم که به طور فراگیری در چهار سال گذشته در مناطق شمالی تهران مورد استفاده قرار گرفته است و این نوع نماها با مدتی تاخیر با ایجاد تغییراتی در جهت ارزان شدگی آن در مناطق دیگر تهران هم مورد استفاده گسترده واقع شده است.
به طور مثال در مناطق متوسط از میزان ابزار سنگی و یا دقت و هزینه طراحی و دقت در اجرا و کیفیت ابزار آن کاسته اند و سنگ مورد استفاده هم در مواردی از حالت شمش خارج شده است و به قوطی های تو خالی تبدیل شده است،ولی سبک رایج مرتبا در حال گسترش بوده است.
استفاده از یک کالا و یا یک سبک آنهم به طور فراگیر مخصوصا در بین گروههای با سابقه در صنعت ساختمان مستلزم به همراه داشتن منفعت و بازگشت مالی برای مصرف کننده ان است .خلاصه اینکه از آنجا که صنعت ساختمان از نگاه سازندگان یک کار اقتصادی محسوب می شود،پس استفاده از هر کالا یا سبکی چنانچه در قالب ایجاد منفعت برای مصرف کننده تعریف نشود،گسترش نخواهد یافت.ممکن است این منفعت یک احساس رضایتمندی که ریشه در حس مالکیت یا خاص بودن و متفاوت بودن و یا نشان دادن اقتدار باشد،تعریف شود.
بررسی جریان های ایجاد شده در دهه اخیر در صنعت سنگ های ساختمانی خارج از لطف نیست .
مثلا از دهه 60 سنگ مورد استفاده در ساختمان اغلب سنگ های چینی به صورت 20 طولی بود.
متعاقبا از سال 77 استفاده فراگیر از انواع سنگهای گرانیت موجی جدید به راه انداخت .از اوایل دهه 80 استفاده از سنگهای تراورتن در نما و بدنه داخلی به شدت گسترش یافت.
همزمان بطور تقریبی در سال 83 تولید و عرضه سنگهای چرمی و آنتیک را در سطح گسترده شاهد بودیم.
اتفاق جدیدی در حدود سال84 افتاد و آن استفاده از سبک خاصی از معماری با کمک سنگ تراورتن بود.در این سالها استفاده از سنگهای حجاری شده و به اصطلاح ابزار رونق فراوانی یافت و نماهای کلاسیک سنگی رایج شد.
در چند سال اخیر با پیشرفت تکنولوژی و افزایش کارخانه های قادر به تولید سنگها با ابعاد بزرگ ،سنگهای مرمریت به ابعاد 60*60 و 80*80 و بعد از آن با ابعاد اسلب و بسیار بزرگتر رایج شده است.
در دوره زمانی ،پایان دهه 80 سنگهائی پر نقش و نگار و خاص و اصطلاحا با نقوش طبیعی(NATURAL) آرام آرام سهمی در بازار سنگهای ساختمانی برای خود دست و پا کرد.حتی در اوج استفاده از سنگهای تراورتن،ترکیب سنگ کرم تراورتن با سنگهای رنگی مکمل هم دارای فراز و نشیب هائی بوده است.زمانی ترکیب رنگ قرمز،بعد قهوه ای و بعد از آن دودی و خاکستری مورد استفاده قرار گرفته است.
هر یک از این جریانها از نقطه نظر خاصی باعث ایجاد مد جدید در صنعت سنگ بوده اند.
الف:در تغییر جنس سنگ(از چینی به گرانیت و از گرانیت به تراورتن)
ب:ترکیبهای رنگی متفاوت(قرمز،قهوه ای،دودی،لیموئی)
ج:محصولات زیر شاخه(آنتیک و چرمی)
د:سبک های خاص معماری(سبک کلاسیک در نما)
ه:تاثیرات تکنولوژی(استفاده از ابعاد مرمریت بزرگ)
و:در نوع نقوش و بافت سنگی(از سنگهای ساده به سنگهای اصطلاحا طبیعی و پر نقش و نگار)
در بوجود آمدن هر یک از جریانهای نام برده فرد و یا افرادی نقشی اساسی داشته اند.این جریانهای ایجاد شده از نگاههای مختلفی قابلیت تحلیل دارند که قاعدتا نیاز به بررسی و کنکاش زیادی دارد.
جمع بندی:
بعضا شنیده می شود که عده ای از فعالان صنف سنگ در برخورد با موضوع مد در سنگ مطالبی را مطرح می کنند و می گویند: چه فرقی می کند که چه سنگی مد بشود؟
اگر گرانیت مد بود،گرانیت تولید می کنیم و اگر تراورتن بورس شد،تراورتن
قهوه ای مد بود و مورد علاقه بازار،قهوه ای تولید می کنیم و وقتی هم دودی مد شد روی آن کار می کنیم.
ولی کسانیکه چنین تفکری دارند به یک موضوع توجه نکرده اند.
ممکن است آجر مد شود،چه در یک زمان آجر 3 سانتی و چه حالا آجر نسوز و یا نمای کامپوزیت در دوره ای و یا سرامیک پر سلانی و چوب در حال حاضر.
ویا در فضای داخلی اقبال مصرف کنندگان بیش از سنگ به سمت مصالحی همانند پارکت،لمینت و سرامیک برود.
اگر ما در صنعت سنگ نتوانیم به تنوع خواهی و نو طلبی بازار پاسخ مناسب بدهیم اصناف دیگر بیکار نخواهند نشست و ممکن است متریالی مد شود که کاملا استفاده از سنگ را نفی کند.
پس به نظر می رسد مد سازی در صنعت سنگ برای باقی ماندن سنگ و جلب توجه بازار یک ضرورت است نه اتفاقی که اگر بیفتد و اگر نیفتد فرقی نمی کند.
در یک جمله ((مد سازی در صنعت سنگ ضرورت و نیاز بازار امروز است)).